آشنایی با فرآیند ها

رفاه، از شعار تا واقعیت

نویسنده : تحریریه گلوریت

دوم اردیبهشت ۱۳۹۷

رفاه برای همگان واژه ای نام آشناست. مروری بر تاریخ جوامع سنتی و مدرن ضرورت این مهم و تلاش برای حصول درجات بالاتری از آن را نمایان می سازد. این تلاش ها از جنگ برای تصاحب زمین های جدید در تاریخ پیشین تا پایه گذاری بیمه های تأمین اجتماعی در عصر مدرن، از سطوح فردی تا سطوح گروهی گسترده است. اما این لغت در ادبیات علمی به چه معناست؟ آیا می توان معیاری برای اندازه گیری آن یافت؟ روش های بهبود چیست و مسئولیت ایجاد بر عهده چه کسانی است؟ سهم عواملی چون سلامت، درآمد و... در رفاه فرد و جامعه به چه میزان است؟

اندیشمندان و مراجع علمی تعاریف متفاوت و بعضاً متناقضی از رفاه را بیان نموده اند. این تعاریف از سطوح ابتدایی ‘تأمین نیازهای اولیه’ تا درجات متعالی ‘ سعادت و خوشبختی’ را شامل می شوند. در این میان افرادی چون برنارد ماندویل ، ویلفردو پارتو اقتصاددان ایتالیایی و آرتور پیگو بیش از سایرین به این مفهوم پرداختند تا جایی که پارتو را امروز پدر علم اقتصاد رفاه جدید می دانند. اگرچه هر یک از این تعاریف از زاویه ای متفاوت به موضوع رفاه پرداخته است با این وجود برخی عوامل مانند بهداشت و سلامت فردی و اجتماعی را می توان وجوه اشتراک و اساس تعریف و سنجش رفاه دانست.

دو جنبه مهم رفاه شامل رفاه عینی و رفاه ذهنی می باشد. رفاه عینی عبارت است از: قدرت خرید و توانایی در کسب تسهیلات و امکانات زندگی که به منظور محاسبه پذیر شدن، آن را مترداف با بهره مندی یا مطلوبیت در نظر می گیرند. شاخص های عینی غالباً سطح درآمد، تغذیه، امکانات بهداشتی و سلامت می باشند. رفاه ذهنی که در حوزه روان شناسی و جامعه شناسی قابل مطالعه است، چگونگی ارزیابی افراد از زندگی خود تعریف می شود.

بررسی تاریخ جوامع نشان می دهد که این مفهوم در ابتدا بر وضعیت اقتصادی افراد تأکید داشت اما در دهه ۱۹۶۰ جنبش بیانگرهای اجتماعی ، رفاه را مفهومی چندبعدی معرفی کرد. در دهه ۱۹۹۰ اندیشمندان متعددی بر این نظر توافق کردند که وضعیت یک جامعه را نمی توان تنها از طریق درآمد ملی و شاخص هایی چون تولید ناخالص داخلی بررسی نمود. مطالعات بسیار تائید می کنند که رشد اقتصادی بیشتر کشورها به استاندارد زندگی بالاتر منجر نمی شود. در همین راستا در سال ۲۰۰۵ واحد اطلاعاتی اکونومیست ‘شاخص کیفیت زندگی’ را معرفی نمود که از ۹ عامل زیر تشکیل می شود:
۱- تعالی مادی
۲- سلامتی
۳- ثبات سیاسی و امنیت
۴- زندگی خانوادگی
۵- زندگی اجتماعی
۶- اقلیم و جغرافیا
۷- امنیت شغلی
۸- آزادی سیاسی
۹- برابری جنسیتی
طبق بررسی انجام شده در سال ۲۰۰۵ میلادی، در میان کشورهای جهان جمهوری ایرلند، سوئیس و نروژ به ترتیب با نمره های ۸.۳۳۳، ۸.۰۶۸، ۸.۰۵۱ از ۱۰ نمره بالاترین شاخص کیفیت زندگی را به دست آوردند. در این مطالعه کشور ایران با امتیاز ۵.۳۴۳ در رتبه ۸۸ قرار گرفت. در ادامه بررسی وضعیت رفاهی کشورها در سال ۲۰۱۰ میلادی، رتبه ایران با سقوط ۶۲ پله ای به رتبه ۱۵۰ رسید که دلیل اصلی آن رشد ۷۱درصدی هزینه زندگی عنوان شده است. هم چنین گزارش سال ۱۳۹۵ مرکز آمار ایران، بهداشت و درمان را پس از مسکن دومین هزینه اصلی خانوارهای ایرانی می داند.

نکته قابل تأمل در این ارزیابی، رتبه کشورهایی می باشد که اگرچه تولید ناخالص داخلی و سرانه درآمد بالایی ندارند اما از سطح رفاه مطلوبی برخوردارند که نشان می دهد رفاه فردی و اجتماعی تنها با افزایش درآمد حاصل نمی گردد و می توان عوامل و راهکارهای دیگری را نیز مؤثر دانست.

کشور ایران اگرچه در رتبه بندی تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۰۵ جایگاه ۶۵ را کسب نمود لیکن از نظر شاخص کیفیت زندگی در رتبه ۸۸ قرار گرفت که بر ضرورت رشد کیفیت زندگی را در سایر زمینه های تأثیرگذار تأکید می کند. حال موضوعی که به عنوان یک دغدغه فردی و اجتماعی مطرح می شود آن است که شعار بهبود سطح رفاه که از دیرباز برای ایرانیان آشناست چگونه به واقعیت تبدیل خواهد شد؟ آیا می توان بر اساس الگوهایی چون پارتو عاملی را یافت که بتواند با کوچک ترین تغییر بیشترین اثر را در این شاخص مهم زندگی ایجاد نماید؟